بررسي تحليلي پاياننامههاي جمعيّتشناسي در دانشگاههاي تهران طيّ سالهاي 1340 تا 1380
بررسي تحليلي پاياننامههاي جمعيّتشناسي در دانشگاههاي تهران
طيّ سالهاي 1340 تا 1380
محمّدجلال عبّاسي شوازي، زينب كاوه فيروز
"بررسي تحليلي پاياننامههاي جمعيتشناسي در دانشگاههاي تهران طي سالهاي 1340 تا 1380" پژوهشي است كه توسط محمد جلال عباسي شوازي و زينب كاوه فيروز زير نظر انجمن جمعيتشناسي ايران به اجرا در آمده است.
پژوهش حاضر در پي آن است تا سير پاياننامههاي نگارش يافته در زمينه جمعيتشناسي در ايران را مورد بررسي قرار دهد. نتايج حاصل از بررسي سير تكويني مطالعات جمعيتي، علاوه بر مستحكم نمودن بنياني براي جمعيتشناسي ايران به عنوان يكي از گامهاي اساسي در توسعه و تكوين پژوهش ميتواند به محققان، دانشجويان و نيز برنامهريزان و سياستگذاران در امر توسعه اقتصادي و اجتماعي و مهمتر از همه به بررسي و ارزيابي علم جمعيتشناسي در ايران كمك كند. از آنجا كه عمده محققان جمعيتشناسي را فارغالتحصيلان اين رشته در كشور تشكيل ميدهند، لذا اين پژوهش درصدد است تا به بررسي پاياننامههاي دوره كارشناسي ارشد و دكترا كه موضوعات جمعيتي را مورد مطالعه قرار دادهاند، بپردازد.
جامعه آماري اين تحقيق تمامي پاياننامههايي است كه به نوعي در ارتباط مستقيم با موضوعات جمعيتشناسي در دورههاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي كتابخانههاي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، دانشكدههاي پزشكي، دانشگاه تربيت مدرس و دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشكي ايران و دانشگاه شهيد بهشتي طي سالهاي 1340 و 1380 انجام شده است. براي دستيابي به اهداف اين پژوهش، از روش اسنادي (كتابخانهاي) بهره گرفته شده، در روش تحليل اطلاعات نيز از تحليل اوليه، ثانويه و تركيبي از دو نوع تحليل استفاده شده است.
واژه دموگرافي در سال 1855 ميلادي براي نخستين بار توسط آشيل - گيارد به كار رفت. شناخت وقايع جمعيتي و آمار در قرن 19 در غرب شكوفا شد و سپس به صورتهاي مختلفي در ايران به عنوان علوم نوين نشر يافت. قبل از تأسيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران در سال 1337، رشتههايي از قبيل جامعهشناسي، جمعيتشناسي، مردمشناسي، و روانشناسي اجتماعي به مفهوم علمي جاي مشخصي نداشتند. با تأسيس مؤسسه مطالعات و تحقيقات در سال 1337 در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران بخش تحقيقات جمعيتشناسي نيز به عنوان يكي از حوزههاي علوم اجتماعي فعاليت خود را آغاز نمود و اولين محققان جمعيتي وارد عرصه تحقيق شدند. بر اساس يافتههاي اين تحقيق از مجموع 218 پاياننامه مورد بررسي، 83 پاياننامه در مقطع كارشناسي، 128 پاياننامه در مقطع كارشناسي ارشد و 7 پاياننامه در مقطع دكترا نگاشته شده است. به عبارتي 7/58 درصد پاياننامهها در مقطع كارشناسي ارشد، 1/38 درصد در مقطع كارشناسي و تنها 2/3 درصد پاياننامههاي جمعيتي در مقطع دكترا نگاشته شدهاند. يكي از دلايل كمتر بودن تعداد پاياننامههاي مقطع كارشناسي و دكترا نسبت به مقطع كارشناسي ارشد، اين است كه در مقطع كارشناسي، رشته جمعيتشناسي (بجز دوره 1351 تا 1359) به صورت يك رشته مستقل وجود نداشته و از سوي ديگر انجام پاياننامه براي دانشجويان اين مقطع به صورت اختياري بوده است، علاوه بر آن، دوره دكتراي جمعيتشناسي در ايران براي اولين بار در سال 1381 - 1380 برگزار شد به همين دليل آن دسته از پاياننامههايي كه مورد بررسي قرار گرفتند مربوط به ساير رشتههاست. از مجموع 218 پاياننامه مورد بررسي در مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكترا، 63 پاياننامه توسط دانشجويان دختر (29 درصد) و 155 پاياننامه توسط دانشجويان پسر (71 درصد) نگاشته شده است. تحقيق حاضر بيانگر فزوني تعداد دانشجويان پسر نسبت به تعداد دانشجويان دختر در تمامي مقاطع مورد بررسي و نسبت جنسي به نفع دانشجويان فارغالتحصيل پسر در سالهاي مورد بررسي بوده است. با اين حال، بررسي پاياننامههاي جمعيتي به تفكيك جنس نشان ميدهد كه تعداد دانشجويان دختر در بعضي دورهها (دهه 50 نسبت به دهه 40 و نيز دهه70 نسبت به دهه 60) افزايش داشته است. شايد يكي از دلايل افزايش تعداد دانشجويان دختر در دهه 40 و 50 وجود روند توسعه و نوسازي و توجه بيشتر دولت به برنامههاي عمراني و به ويژه گسترش آموزش دختران در اين دوره باشد. تحليل پاياننامهها در خصوص موضوع به تفكيك جنس، مقطع تحصيلي نشان ميدهد در طول دوره مورد مطالعه به ترتيب در زمينههاي باروري (6/20 درصد)، ويژگيهاي جمعيتي استانها (3/14 درصد) و بهداشت و تنظيم خانواده (2/14 درصد) بوده و مطالعات جمعيتي در زمينههاي جمعيت و آموزش، سياستهاي جمعيتي، و جمعيت و مسكن به ترتيب با 4/1، 5/0، 5/0 درصد موضوعاتي بودهاند كه كمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. از مجموع پاياننامههايي كه توسط دانشجويان دختر انجام شده، باروري با 6/20 درصد بيشترين فراواني را داشته و در بين دانشجويان پسر نيز تحقيق در زمينه باروري با 6/20 درصد در راس قرار گرفته است.
نتايج جدول در خصوص موضوع و مقطع تحصيلي نيز بيانگر اين است كه بيشتر پاياننامههاي مقطع كارشناسي 7/33 درصد، در زمينه ويژگيهاي جمعيتي استانها بوده است. در مقطع كارشناسي ارشد، پاياننامههاي مرتبط با باروري، بهداشت و تنظيم خانواده و مرگ و مير به ترتيب با 5/30، 5/19 و 18 درصد بيشترين ميزان را به خود اختصاص دادهاند و در مقطع دكترا نيز پاياننامههاي بهداشت و تنظيم خانواده و مرگ و مير با 6/28 درصد به طور مساوي بيشترين فراواني را دارا هستند. پژوهشگر در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيده است كه از مجموع 218 پاياننامه مورد بررسي، 1/54 درصد آنها از روشهاي اسنادي و سرشماري، 39 درصد از روشهاي ميداني و تنها 9/6 درصد آنها از هر دو روش تحليل اوليه و ثانويه بهره گرفتهاند.
با توجه به توزيع درصد فراواني پاياننامهها برحسب روش و به تفكيك موضوع، ملاحظه ميشود موضوعات جمعيت و شهرنشيني، بهداشت و تنظيم خانواده و باروري به ترتيب با تفكيك موضوع به ترتيب با
0/100، 4/77 و 8/57 درصد موضوعاتي بودهاند كه در مطالعات خود از روش تحليل اوليه استفاده نمودهاند و از سوي ديگر جمعيت و مسكن (100 درصد) ويژگيهاي جمعيتي استانها (5/93 درصد) جمعيت و اشتغال (5/87 درصد)، جمعيت و توسعه رشد جمعيت و مرگ و مير (75 درصد) به ترتيب بيشترين درصد را در استفاده از روش تحليل ثانويه به خود اختصاص دادهاند. موضوع مهاجرت، جمعيت، آموزش، ازدواج و طلاق نيز با 7/66 درصد در رتبه بعدي قرار داشتهاند.
محدودههاي تفكيك شده پاياننامههايي كه كل كشور را مورد بررسي قرار دادهاند با 4/28 درصد بيشترين ميزان را دارا هستند و پاياننامههايي كه يك شهرستان را جامعه آماري خود انتخاب نمودهاند با 2/25 درصد در رديف بعد قرار گرفته و سپس پاياننامههايي كه در محدوده يك شهر انجام شدهاند، با 9/17 درصد در مرحله بعدي قرار دارند.
در مجموع، بيشترين مطالعات جمعيتي مورد مطالعه در سطح كلان و ملي انجام شده است. نوع مطالعات انجام شده حاكي از مقايسه تطبيقي پاياننامههايي است كه محدوده مورد مطالعه آنها دو يا چند شهرستان از يك استان و دو يا چند شهر از يك استان و دو يا چند روستا از يك استان بوده است. اين نوع مطالعات در بين پاياننامههاي مورد برسي در مجموع 2/15 درصد را به خود اختصاص دادهاند.
بررسيها نشان ميدهد، پاياننامههايي كه در سطح استان انجام شدهاند، با 3/37 درصد بيشترين فراواني را در استفاده از روش تحليل اوليه داشتهاند. مطالعات انجام شده در سطح روستا با 1/34 درصد بيشترين فراواني را در استفاده از روش تحليل ثانويه به خود اختصاص دادهاند و پاياننامههايي كه در سطح استان انجام شدهاند، با 3/33 درصد بيشترين فراواني را در استفاده از روش تركيبي دارا بودهاند. بررسيها در خصوص موضوع و محدوده مورد مطالعه نشان ميدهد پاياننامههايي كه در محدوده كل كشور انجام شدهاند، با 4/28 درصد بيشترين فراواني را به خود اختصاص دادهاند. با در نظر گرفتن محدوده مورد مطالعه به تفكيك موضوع، پاياننامههاي مربوط به ازدواج و طلاق (0/40 درصد)، جمعيت و اشتغال (0/75 درصد)، جمعيت و توسعه (3/33 درصد)، جمعيت و شهرنشيني (0/80 درصد)، رشد جمعيت (5/62)، زنان (6/63 درصد) و سياستهاي جمعيتي (100 درصد)، با بيشترين فراواني در محدوده كل كشور انجام شدهاند.
علاوه بر آن، پاياننامههاي مربوط به جمعيت و اشتغال و ويژگيهاي جمعيتي استانها به ترتيب با 7/66 و 2/74 درصد بيشترين فراواني را در محدوده شهرستان داشتهاند و پاياننامههاي مربوط به باروري (4/24 درصد)، بهداشت و تنظيم خانواده (7/38 درصد) و مهاجرت (4/44 درصد) با بيشترين فراواني در محدوده شهر انجام شدهاند.
پاياننامههاي مربوط به مهاجرت با اختصاص 4/44 درصد بيشترين فراواني را در محدوده روستا داشته است، بر اين اساس ملاحظه ميشود كه بيشترين مطالعات انجام شده به ترتيب در محدوده كل كشور، شهرستان و شهر و كمترين مطالعات انجام شده از حيث محدوده مورد مطالعه استان و روستا بوده است.
نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه بيشترين پاياننامههايي كه مورد بررسي قرار گرفتهاند به دانشجويان دختر و پسر دانشگاه تهران اختصاص دارد. همچنين 7/85 درصد دانشجويان دختري كه موضوع پاياننامه آنها در زمينه موضوعات جمعيتي است و در بين پسران نيز 1/87 درصد از دانشجويان پسر كه به مطالعه موضوعات جمعيتي پرداختهاند، دانشجوي دانشگاههاي تهران بودهاند.
با توجه به بين رشتهاي بودن جمعيتشناسي و مشترك بودن تنها برخي از موضوعات جمعيتي در بين رشتههاي مختلف از جمله بهداشت و تنظيم خانواده و مرگ و مير، پاياننامههاي دانشجويان دانشگاههاي مورد نظر كه يكي از سه موضوع فوق را به عنوان موضوع پاياننامه خود انتخاب كردهاند، مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان ميدهد كه در مجموع 101 پايان نامه كه نگاشته شده در بين دانشگاههاي مورد بررسي، مشترك بوده است.
در زمينههاي باروري، بهداشت و تنظيم خانواده و مرگ و مير با توجه به نتايج به دست آمده، 2/75 درصد پاياننامهها توسط دانشجويان دانشگاه تهران، 8/17 درصد توسط دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتي و 6 درصد توسط دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي ايران انجام گرفته است. علاوه بر آن در بين دانشگاههايي كه موضوعات مشترك جمعيتي مورد بررسي قرار گرفته، باروري موضوع مشتركي بوده كه بيشترين فراواني را در تمامي دانشگاههاي مورد نظر به خود اختصاص داده است.
براساس نتايج پژوهش حاضر مشخص شده است كه مطالعات انجام شده در دهههاي 1340 و 1350 تأثير قابل توجهي بر شكلگيري و جهتگيري مطالعات جمعيتي طي دهههاي بعدي داشته است. با اين حال به دليل محدود شدن ارتباطات بينالمللي و عدم امكان انجام تحقيقات مشترك بينالمللي در اين رشته در دهه بعد از انقلاب اسلامي و نيز عدم وجود فارغالتحصيلان جديد در دهههاي 60 و 70، تحقيقات جمعيتشناسي كمتر تحت تأثير يافتههاي جديد جمعيتشناسي در سطح بينالمللي بودهاند.
در دهههاي 1350 و 1360 مطالعات انجام شده پيرامون ويژگيهاي جمعيتي استانها بارز است. احتمالاً دليل توجه بيشتر به اين موضوع و انجام پاياننامههاي متعدد در اين زمينه جداي از علايق فردي دانشجويان، با جو محروميتزدايي و توجه بيشتر به استانها مرتبط است. علاوه بر آن رشته جمعيتشناسي طي اين دههها تازه شكل گرفته بود (به ويژه مقطع كارشناسي در دهه 1350) و بيشتر مطالعات انجام شده در اين زمينه به صورت توصيفي بوده و يا به بررسي مونوگرافي و ويژگيهاي جمعيتي استانها با استفاده از دادههاي سرشماري پرداختهاند. در دهههاي 1370 و 1380 باروري و بهداشت و تنظيم خانواده از جمله موضوعاتي است كه بيشترين فراواني را به خود اختصاص دادهاند. به نظر ميرسد اين امر علاوه بر وجود علايق فردي، از سياستهاي جمعيتي در دوران سازندگي و توجه بيشتر به مسأله كاهش رشد جمعيت و تنظيم در اثر بروز مشكلات ناشي از افزايش رشد جمعيت طي سالهاي گذشته متأثر باشد. شروع دوره كارشناسي ارشد جمعيتشناسي و توجه دانشجويان به انتخاب باروري به عنوان يكي از متغيرهاي اصلي جمعيتشناسي از ديگر دلايل اين امر است.
نتايج پژوهش نشان ميدهد كه باروري مهمترين موضوعي بوده است كه مطالعات انجام شده پيرامون آن در محدوده كل كشور انجام شده است و علاوه بر آن ازدواج و طلاق، جمعيت و اشتغال، جمعيت و توسعه، جمعيت و شهرنشيني، رشد جمعيت، زنان و سياستهاي جمعيتي از جمله موضوعاتي بودهاند كه در محدوده كل كشور انجام شدهاند. امروزه توجه به مطالعات جمعيتي در محدودههاي خردتر به منظور برنامهريزي جامعتر ضروري به نظر ميرسد.
علاوه بر آن، يكي از نقاط ضعف مطالعات جمعيتي، عدم توجه به بين رشتهاي بودن جمعيتشناسي و ارتباط آن با ساير رشتههاي علوم اجتماعي و انساني از جمله اقتصاد، جامعهشناسي و مردمشناسي است. وجود برخي از موضوعات مشترك جمعيتي و بهداشتي از جمله تنظيم خانواده، باروري و مرگ و مير عملاً ارتباط بيشتري بين رشتههاي جمعيت شناسي با رشتههاي بهداشت و آمار حياتي ايجاد نموده است. توجه به بين رشتهاي بودن جمعيتشناسي و بهرهگيري از روشها، مفاهيم و تئوريهاي ساير رشتههاي مرتبط ميتواند بر نوع مطالعات جمعيتشناسي و كيفيت آنها تأثير قابل توجهي داشته باشد. به عنوان مثال، استفاده از روشهاي مردم شناسانه در بررسيهاي جمعيتشناختي ميتواند كيفيت شناخت مسائل و نيز نوع تحليل موضوعات جمعيتي را كه عمدتاً از طريق روشهاي جمعيتي بهرهگرفته ميشود، ارتقا بخشد. با اين حال، با عنايت به پيشرفت و گسترش روشهاي جمعيتشناسي در دنيا، بهدليل تخصصي نبودن مطالعات جمعيتي بايد به كارگيري روشها و تكنيكهاي جديد جمعيتشناسي در تبيين موضوعات جمعيتي، سرفصل آموزش جمعيتشناسي قرار گيرد.
در اين پژوهش آمده است كه عدم توجه به برخي از حوزههاي مطالعات جمعيتي در برخي از دورهها بيانگر خلاءهاي تحقيقاتي در اين زمينه از مطالعات جمعيتي است. در مجموع موضوعات جمعيت و مسكن، سياستهاي جمعيتي و نيز جمعيت و آموزش، موضوعاتي هستند كه مطالعات اندكي پيرامون آنها در دهههاي گذشته به انجام رسيده است. علاوه بر آن موضوعاتي نظير تحولات خانواده و سالخوردگي جمعيت و نيز رابطه برخي موضوعات جمعيتي با در نظر گرفتن قوميتها و مذهب از جمله موضوعاتي هستند كه طي چهار دهه گذشته تحقيقي پيرامون آنها به انجام نرسيده است. با توجه به تحولات جمعيتي در آينده، موضوعاتي از قبيل تحولات خانواده، بهداشت توليد مثل و نيز تأثير زنجيره امراض و بيماريها در سلامت و بقاي جمعيت، آينده باروري سطح پايين، افزايش اميد زندگي و پيامدهاي آن از جمله سالخوردگي جمعيت، موضوعات پيچيده مربوط به تحركات و مهاجرتهاي بينالمللي، توجه محققان را در آينده به خود جلب خواهند نمود. رشد و توسعه آموزش جمعيتي از يك سو و بروز مسائل جديد جمعيتي در قرن آينده از ديگر سو، مستلزم خلاقيت و پويايي محققان و دانشجويان در مسأله يابي و تحقيق در زمينه مسائل نوظهور جمعيتي در جامعه است.
تحقيق حاضر گامي در جهت شناخت موضوعات مورد مطالعه جمعيتي توسط دانشجويان رشته جمعيتشناسي در كشور بود، هر چند آموزش و تحقيقات جمعيتشناسي در كشور در دهههاي اخير پيشرفت قابل توجّهي داشته است، ولي تحوّلات اساسي در اين رشته در سطح بينالمللي در دهههاي اخير، ضرورت بازنگري آموزش جمعيّتشناسي را در ايران به منظور برنامهريزي جامع آموزشي و تحقيقاتي در اين رشته، بيش از پيش آشكار ميسازد.
اين گزارش از سايت دفتر طرحهاي ملّي به آدرس http://www.fpm.ir/archive/no_163/links/books/01.htm اقتباس شده است.
